ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
406
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )
و ديگران ، متصور تواند بود . و آخر عهدش برباطى كه آن را ماربكله [ 1 ] خوانند ميان دو آب كه در راهست از غزنين تا لهاور ، بر گذر ، غلامانش چاهى ژرف كندند و فراخ و بخاشاك و چوب سرش پوشيده كردند تا مسعود در آن جايگاه افتاد ، و بدان جايگاه سنگ نيافتند ، جوالها و غرارهها ريگ پر همى كردند و بوى فرو مىگذاشتند ، و مسعود آن را بدان كرانى بدست همى گرفت و زير پاى همى نهاد تا نزديك رسانيد كه بر تواند آمد ، پس از مطبخها هاونها و چيزها [ ى ] سنگى بياويختند از نهيب جان و بر سر او ميزدند بشتابشت [ 2 ] تا سست شد و كشته ( 264 - آ ) گشت [ 3 ] و اين عجايب تر از چاه رستم كه شغاد كنده بود ، و توانائى عظيم داشتست ، و نخست نام سلطنت بر پادشاهان از لفظ امير خلف ملك سيستان رفت ، چون محمود او را بگرفت و بغزنين آورد ، گفت محمود سلطانست و از آن پس اين لقب مستعمل شد ، و طغرل غلام مسعود [ 4 ] بود ، و آنست كه با الب ارسلان سلطان حرب كرد [ 5 ] و عبد الرشيد پسر خداوندش را بگرفت و بقلعه بازداشت تا بمرد ، و فرخ زاد برخاست و كار طغرل سپرى شد ، و بهرامشاه اينست كه در ايام سنجر او را قبض كرد بعد از شكستن سپاه غزنين ، و بخراسان آورد ، و باز بپادشاهى و خانه خويش فرستادش و تا اين غايت هنوز بجايست و در آخر اخبار گوئيم انشاء اللّه ذكر آل سلجوق ثبت اللّه قواعدهم رايت سلطانى [ 6 ] معظم ابو طالب محمد بن ميكائيل بن سلجوق پيدا شد بخراسان
--> [ ( 1 ) ] ك : ماريكله كذا : گرديزى [ ( 2 ) ] پشتاپشت ظ يعنى پشت سر هم [ ( 3 ) ] گرديزى و بيهقى و كامل با اين مخالفت روايت دارند و كامل نظير بيهقى است و روايت چاه را هم ذكر كرده است ( 9 ص 167 ) [ ( 4 ) ] ك : مودود [ ( 5 ) ] بقول ك : طغرل با بيغو در سيستان حرب كرد و ظفر او را نبود و اينكه با لشكر خراسان حرب كرده است خرخيز نام از امراى غزنويه است كه بعد از قتل طغرل و پادشاهى فرخزاد امير الامرا شد و بامر فرخ زاد با كلسارغ فرمانده لشكر داود پدر الب ارسلان حرب كرد و لشكر خراسان را بشكست و كلسارغ را با گروهى از اعاظم سلجوقيه اسير كرد سپس الب ارسلان لشكرى ديگر برياست داود پدرش فرستاد و لشكر غزنوى را بشكستند و اسير زياد گرفتند و فرخ زاد بناچار كلسارغ را آزاد ساخت و اسراى خراسان را خلعت داد ( 9 ص 202 ) [ ( 6 ) ] ياى سلطانى ياى علامت اضافه است كه در خطوط قديم مراعات مىشده است و از نسخهء قديمى درين نسخ باقى مانده .